تبليغاتX
تو ضربدر من


















تو ضربدر من


دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟

دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود!

پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟

جواب داد: نی!

گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟

گفت: نی! 

پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ ... 

جواب داد: نی!

پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست!

دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند 

آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد!


+نوشته شده در چهارشنبه 12 خرداد1389ساعت11:42 قبل از ظهرتوسط من | |

ميترسم .. .

نه از تاريکي نه از روح نه از مرگ ... !

بلکه از آدمها ميترسم ؟؟

آدمها .. آدمها .. آدمها و .... از آنها که مرا ميبينند و سلام ميکنند ..

از آنها با من مينشينند و مرا دوست خطاب ميکنند ...

از آنان که مرا مي‌بوسند و در ذهن طناب دار مرا مي‌بافند.

+نوشته شده در یکشنبه 22 فروردین1389ساعت12:55 بعد از ظهرتوسط من | |

هم اکنون باران زیبایی مشغول باریدن است

...

نجوای ترانه تکرار نشدنی ویگن

.

.

.

بارونه بارونه زمینا تر میشه

گلنسا جونوم کارا بهتر میشه 

.

.

.

این همه زیبایی را شکر !

+نوشته شده در جمعه 20 فروردین1389ساعت3:12 بعد از ظهرتوسط من | |

افسردگی کاذب ایجاد نکن که تبدیل به افسردگی واقعی میشه

شادی کاذب ایجاد کن تا تبدیل به شادی واقعی بشه !

.

.

.

اینم حرفای فیلسوفانه گودزیلای من!

.

.

باید با آب طلا نوشت...

+نوشته شده در شنبه 1 اسفند1388ساعت6:49 بعد از ظهرتوسط من | |

به من تكيه كن!

من تمام هستي ام را دامني ميكنم تا تو سرت را بر آن بنهي،

روحم را ، تمام روحم را آغوشي مي سازم تا تو در آن از هراس بياسايي!

تمام نيرويي را كه در دوست داشتن دارم دستي مي كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند،

تمام بودن خود را زانويي مي كنم تا بر آن به خواب روي!

+نوشته شده در چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت6:49 بعد از ظهرتوسط من | |