تبليغاتX
تو ضربدر من


















تو ضربدر من

 
-ما که می خوایم با هم ازدواج کنیم دیگه چه فرقی داره قبلش با هم بخوابیم یا بعدش؟مهم اینه که همدیگرو دوست داریم این هم بستری رابطمون رو مستحکم تر می کنه.

- نه!گناه داره

-ای بابا چه گناهی؟دیگه دوره ی این حرف ها گذشته. تاریخ مصرف دین و این چیزا گذشته.بهشت خدا رو خودم واست می سازم آدم عاقل نقدو ول نمی کنه بچسبه به نسیه.اینقدر بی کلاس نباش

- اگه خدا گفته حتما یه حکمتی توش هست

-کدوم خدا؟ اون که به زور با یه عقل ناقص پرتمون کرده تو این دنیا بعد هم می خواد بندازتمون تو آتیش؟

-(سکوت)

....

- چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟

- کار دارم نمی فهمی؟

-تو سرد شدی.تو می گفتی رابطمون بهتر می شه

-ببین عزیزم تو دختر خوشگلی هستی همه چیز تمومی بهترین اندام رو داری ولی واسه من زیادی من نمی تونم خوشبختت کنم.

-من که ازت چیزی نمی خوام می ریم یه گوشه با هم زندگی می کنیم.با همه چیزت می سازم.فکر آبروی منو نمی کنی؟ همه می گن چرا به خواستگارام جواب نمی دم

- اه.چرا نمی فهمی من نمی خوام ازدواج کنم ازدواج یعنی محدودیت چقدر بدم واسه ترمیم؟

-چیزی رو که از من گرفتی با پول نمی شه جبران کرد.تو به من قول داده بودی من فکر می کردم تا آخر عمر با توام

....

(کنار خیابون.تلفن سکه ای)

-الو.ببخشید خانوم با آقا.... کار داشتم

-امروز گوشیشون با منه

-معذرت می خوام شما؟؟؟

-خانمشون هستم!!!!

.....

(همونجا)

-هی خوشگله امشب به ما یه حالی میدی؟

-آره(با بغض)

پ.ن:گاهی اینجوری شروع می شه

.

.

.

.

من نوشت : من کاملا اعلام برائت میکنم از نویسندکی این مطلب !

+نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت12:32 بعد از ظهرتوسط من | |

کاش کسی بود که وقتی حرف میزنم چشمهایش را بدوزد به چشمهایم
از حرف زدن در قاب این پنجره شیشه ای خسته ام
از این کلماتی که زنگشان گوش کسی را نمی خراشد ٬
از حرفهایی که باید بلرزند و نمی لرزند
بیزارم
سنگینم
تلخم
زهرم
من نمیدونم چه مرگمه این روزها...
حتی نمیدونم که چرا فکر میکنم
فردا روز دیگریست؟!

کاش کسی برای دل من اینجا بود....
حرف دارم...به اندازه تمام روزهای رفته و نیامده حرف دارم...کاش کسی برای من اینجا بود....

+نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت12:1 بعد از ظهرتوسط من | |

-چطور می شود شب ِ تولد يکی را برايش از دور
از فاصله ی اين جا - تا آن جا -که سخت دور است
به يادش آورد

-چطور می شود که من با اين دست هايی که دور ِ خودَم کشيده ام
با اين فريادی که با تمام ِ تن می کشم
به آن هيچ کجايی که تو را تويش پنهان کرده اند حتی نزديک هم نشوَم

-من از زمانی که بدنيا آمدَم هر سالش که می گذشت خدا يک خدا برايَم می ساخت
دو تایشان خوب یادم می ماند
خدايی که تو را آورد - خدايی که تو را زير ِ لباس های پاره اش از اين جا برد

+نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت11:58 قبل از ظهرتوسط من | |

من باهوش ام...

 احتمالا تنها تفاوتی که ایجاد میکنه اینه که من « میدونم» و باز هم اشتباه میکنم.

اشتباه شاید اسم خوبی نباشه...با «علم »‌، خر شدن!! باز هم...

 امان از این «زنانگی»!

+نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور1386ساعت9:16 بعد از ظهرتوسط من | |

 
یادداشتی از طرف خدا
 
به: شما
تاريخ : امروز
از: خالق
موضوع : خودت
عطف به : زندگي
 
 
من خدا هستم.
امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .
لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم.
اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي،
براي رفع كردن آن تلاش نكن .
آنرا در صندوق( براي خدا تا انجام دهد) بگذار .
همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو .
وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ،
همواره با اضطراب دنبال(پيگيري) نكن .
در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه
الان در زندگي ات وجود دارد تمركز کن .
نااميد نشو ،
توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.
شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي :
به مردي فكر كن كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد
ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري :
به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند
وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي :
به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده
وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي :
به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد
ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني
و بپرسي هدف من چيه ؟
شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند
وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي :
به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند
ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بفرستي :
متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي.
 
 
 
 
 
 
پ.ن :دوستت دارم (بدون هيچ شرط و شروطي)!!!

+نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت7:42 بعد از ظهرتوسط من | |


__000000___00000
_00000000_0000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_________0
________*__000000___00000
_______*__00000000_0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
________*_______00000
_________*

_000000___00000___*
00000000_0000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
________*
________*__000000___00000
_______*__00000000_0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*_
________*_________0
_            _*________*
_________*_______*
__________*
___________*____*
____________*___*

 

 

اینم واسه عشقه گوگولیه من و تو!

+نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت7:28 بعد از ظهرتوسط من | |