|
سال نو مبارک . . . به امید روزای رنگی !
میدونستم یه روز میری
میدونستم که خودخواهی! میدونستم دلت دوره رفیق نیمهء راهی... دل و حرمت شکستی تو... اینه رسمه وفاداری ؟! دلم زخمی دنیا بود خیال کردم دوا داری ! از همون اول میدیدم که تو بغض من نبودی .... تورو با خودم میدیدم ... اما تو یه سایه بودی .. تو نگات عشقی ندیدم... که بشه به خاطرش مرد کبر وخودخواهی محضت ...مثله زالو دلمو خورد! . . . میدونستم...
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.این مرکز پنج طبقه داشت و هرچه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد؛اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند،باید حتما آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط یک بار میتواند از این مرکز استفاده کند. این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند.از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی برای شما آرزومندیم ! پ.ن : بد ضد حالی بود !
سر از احساسات و افکار خود در نمی اورم. تبدیل به موجود پیچیده ای شده ام، وحشتناک شاید. شاید هم دیگر ته کشیده باشم. شاید هم دوری تو باشد. هیچ چیز قطعیت ندارد، حتی بودن من. پ.ن :بازم بحث.... . . هنوز نبریدم !
... یه کم منو تحویل بگیر !!!
: امروز حال نداشتم برم بیرون... ....من دلم یه جوریه.احساس تنهایی می کنم ! :تو هیچ وقت تنها نیستی ... ...نمیدونم! :یه کم بشین ماهواره کانالارو بالا پائین کن ... ...همین کارو می کنم !!! : خوب خودت و مشغو ل کن دیگه .... .... خودم میدونم!!!! : من چی کار از دستم بر میاد برات بکنم؟ .... پیوست به اولی ....یه کم منو تحویل بگیر!!! : عطف به اولی امروز حال نداشتم برم بیرون !!!!!!! پ.ن: !!!!
|
About
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Links
زنانگی |