|
زندگی ادامه داره ..حتی وقتی تو نباشی ! اگه آشنا بمونی یا مثه غریبه ها شی حتی وقتی واژه عشق با خیانت همنفس شه یا اگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه ! زندگی ادامه داره ....
تولدم مبارک ؟؟؟
لعنت به تموم مردای بی فکر و بی غیریت و بی مسئولیت!
لعنت به من با این انتخابم! . . پ.ن : از زنی تنها
و من هنوزم نگاهم به فاخته هاست.....
سلامی شاید.... آنقدر کودکم که به دنبال معجزه میگردم . . .
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی..! از این زمانه دلم سیر میشود گاهی... عقاب تیز پر دشتهای استغنا ... اسیر پنجه تقدیر میشود گاهی... مبر به موی سپیدم گمان به عمر دراز... جوان به حادثه ای پیر میشود گاهی ! بگیر دست مرا آشنای درد بگیر... مگو چنین و چنان ...دیر میشود گاهی به سوی خویش مرا میکشد ... چگونه ...چه حال.... محبت است که زنجیر میشود گاهی... . . . هوای دلم سنگین است...
من دو زن هستم :
یکی که میل دارد همه شادیها .. همه عشقها و همه ماجراهای موجود در زندگی را داشته باشد. و یکی که میخواهد برده روزانه ...برده زندگی خانوادگی.. و برده چیزهایی باشدکه برنامه ریزی و تکمیل میشوند. من خانه دار هستم و بی خانه ! ... هردو در یک جسم زندگی میکنیم و با هم مبارزهای بی امان داریم. برخورد یک زن با خودش ..نوعی بازی با خطرات جدی به حساب می آید.... نوعی رقصیدن است... رقص الهی ...وقتی با یکدیگر برخورد میکنیم .. دو انرژی خدایی هستیم....دو دنیای متفاوت .... اگر احترام یکدیگر را نداشته باشیم ...یکی از این دو دنیا ..دنیای دیگر را ویران میسازد...
هیچ وقت نمی بخشمت!
. . . تمام!
فاصله بین من تا تو زیاد شده یادته کیلومترها از هم دور زندگی می کردیم اما دلهایمان یکی بود بین ما فاصله ای وجود نداشت اما این روزها ... فکر می کنم تاریخ انقضای دوستی ما هم به سر رسیده دلهایمان در معرض فاسد شدن است من با این دل دیگر چه کنم؟ . . پ.ن: از افکار پراکنده یک زن! . . حرف دل بود...
خدایا کمکم کن... من لیاقتشو دارم !
تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم...!
تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم...! تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم...! برای خاطر عطر نان گرم و برای خاطر نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم...! ...و عشق ...! تنها عشق...! در اوج اخلاصش... به ایثار !!! ودر اوج ایثارش... به قساوت !!! رسیده است...
من به کمک احتیاج دارم
به پای تو هدر شدم.. یه عمره دربدر شدم.. همیشه در سفر شدم حال میای میگی برو ! هم سوختم و ساختم برات آبرومو باختم به پات.. شدم دلیل خنده هات حالا میای میگی برو ! نازکتر از گل نشنیدی به عشق پاکم خندیدی حرفامو کاش میفهمیدی! سهم من از عشق این نبود !! نفس بودی نه یک هوس هیچکی نبود تو بودی بس ! سهم من از تو خاطرست حالا میای میگی برو ! گذاشتی عاشقت بشم بعد بری تنهام بزاری.. خوب که خرابه تو شدم ...بگی که دوستم نداری سرم به کارم بود و بس... سر زده از راه اومدی گفتم ستاره نمیخوام ! گفتی که از ماه اومدی به پای تو هدر شدم ...
|
About
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Links
زنانگی |