تبليغاتX
تو ضربدر من


















تو ضربدر من

.

.

.

+نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت10:25 بعد از ظهرتوسط من | |

کولی من!
با من بگوی
شب تا ابد شب است
یا فال من؟
.

.

.

.

+نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت9:25 قبل از ظهرتوسط من | |

مرا پناه دهید ای تمام عشق های حریصی که میل دردناک بقا بستر تصرفتان را
به آب جادو و قطره های خون تازه می آراید
تمام روز ‚ تمام روز
رها شده ‚ رها شده چون لاشه ای بر آب
به سوی سهمناک ترین صخره پیش می رفتم
به سوی ژرف ترین غارهای دریایی
و گوشتخوارترین ماهیان
و مهره های نازک پشتم
از حس مرگ تیر کشیدند
نمی توانستم ‚ دیگر نمی توانستم
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت با دلم می گفت
نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی...

.

.

.

.

+نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت3:10 بعد از ظهرتوسط من | |