darkness
دکتر دستش را بر رگ گردنم گذاشت گفت مرگ آنی بوده است بدون هیچ درد و رنجی این حرف را برای آسودگیٍ خیال بازماندگانم گفت و هیچ کس دردی که کشیدم را نفهمید...
دکتر دستش را بر رگ گردنم گذاشت گفت مرگ آنی بوده است
بدون هیچ درد و رنجی
این حرف را برای آسودگیٍ خیال بازماندگانم گفت
و هیچ کس دردی که کشیدم را نفهمید...
+نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت2:30 بعد از ظهرتوسط من | |
Home Profile Email Night Skin Archives
زنانگی جالبات من نامه هایی که ... زنانه ترین اعترافات حوا ساروی کیجا نهـــال ...همسر آینده افندوک نامه های قزن قلفی سایه نوشته های ساکت - سارا دستفروش مترو مرجان -کویر سمنان روزمرگی -آسیت خائن- سینا ترانه علیدوستی مجله اینترنتی دخترونه Specific بلاگ کد فتو نایت آپلود عکس گالری عکس انتخاب وبلاگ برتر کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Ramin Design by : Night Skin